الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
455
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
كتاب وى نقل كرده و مىنويسد : حديث كرد براى ما ، حسين بن احمد بن ادريس از پدرش از احمد بن محمد بن عيسى از محمد بن يحيى خزّاز از موسى بن اسماعيل . با توجه به اينگونه قرائن به احاديث سهل مىتوان عمل كرد و ما ازاينپس همگى ادعية السّر را در محل خود ايراد خواهيم كرد « * » . مؤلف گويد : از پايان مطالبى كه استاد در فصل اول براى سيد ابو الرضا مرقوم داشته به دست مىآيد كه وى كتاب الدعوات و كتابهاى پس از آن را ، از تأليفات ابو الرضا دانسته است ؛ حال آنكه همگى آنها از تأليفات قطب راوندى است . هرگاه بگوئيم مراد استاد آن است كه كتابهاى يادشده از قطب الدّين است و ضمير « له » كه در عبارت مجلسى آمده است اشاره به قطب راوندى است ، خواهيم گفت علاوه بر اينكه احتمال بعيدى است . درست نبوده كتاب ضوء الشهاب را كه از تأليفات سيد فضل اللّه مىباشد در ميان كتابهاى سيد و قطب راوندى ايراد نمايد . در هر حال انتظار نمىرفت علامه استاد ، كتابهاى سيد را به تفريق نام ببرد ، چنانكه برخى از آنها را در محلى كه نقل كرده ايراد نمايد و سپس با فاصله زيادى به برخى ديگر اشاره نمايد . ممكن است از بيان مجلسى به اين احتمال رسيد كه وى قايل به تعدد كتابهاى مزبور بوده است ، زيرا در قسمت اول فضل اللّه را بهعنوان سيّد معرفى ننموده امّا در قسمت دوم وى را بهعنوان سيّد ستوده است « * * » . بايد گفت : توجه به احتمال « دفع فاسد به افسد » ، در قسمت اول او را حسنى خوانده و در ضمن اعتراف به سيادت وى نموده است ؛ گذشته از اين بهطور قطع و يقين هر دو نام مربوط به يك شخص است و تعددى در كار نمىباشد . از مطالبى كه پيش از اين ذيل ترجمه قطب راوندى از كفعمى ياد كرديم هويدا
--> ( * ) همگى ادعية السّر در جلد 95 صفحهء 306 تا 324 بحار الانوار آورده و در آخر سند آن را متذكر شده است از جمله سندى است كه از صدر الدّين ابراهيم از بدر الدّين محمد از فخر الدّين محمد ابهرى از سيد ابو الرضا مترجم حاضر روايت شده است - م . ( * * ) در نسخهء مطبوع كتاب حاضر ، در قسمت دوم چنانكه مىبينيد ، لفظ سيّد آورده نشده است ، و فقط ( فضل اللّه رحمه اللّه ) آمده است . در بحار ج 1 ، ص 12 هم ( فضل اللّه ) آورده شده است - م .